|
|
|
|
|
دوست ندارم ظهور مكتب فرانكفورت را به سبك بسياري از نوشته ها در پس
حوادث تاريخي و شرايط اجتماعي دوران پيدايشش معرفي كنم.زيرا به گمان من اين مكتب نه واكنشي صرف به اوضاع سياسي و اجتماعي عصر خويش بلكه واكنشي به يك اغفال بزرگ بود،اغفال از انسان.آري آنچه صاحب نظران اين مكتب به آن مي پردازند بازيابي انسان و جايگاه او در عرصه زندگي اجتماعيست. اما نبايد از اين موضوع نيز غافل بود كه پيش از ايشان شخصيتي ديگر هم در اين عرصه گام نهاد كه مكتب فرانكفورت بي شك وامدار اوست.اين شخصيت بزرگ وتاثير گذار "ماركس" بود تصاوير از بالا وچپ:ماركوزه/بنيامين/هابرماس/فروم/هوركهايمر
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 1:5 بعد از ظهر توسط محسن
|
|
||
|
|
|
|
|
استفاده از عنوان بازگشت به هگل خود بخود ایجاب می کند که در
مورد هگل هم بحثی به میان آورده شود.اما طبق همین منطق می بایست متن را فراموش و به حاشیه پرداخت. در مورد هگل به همین اندازه بسنده میکنم که او برای تبیین جهان هستی از روشی استفاده کرد که "دیالکتیک" نام داشت.دیالکتیک از ریشه دیالوگ و گفتگوست و در واقع یک تعامل دو نفره را میرساند.اما در معنی فلسفی به تضاد و بر خورد دو چیز به یکدیگر می گویند.از نظر هگل هستی محصول یک دیالکتیک بود.دیالکتیکی که بین روح مطلق و جهان مادی رخ داده است.به عقیده او و طبق منطق دیالکتیک از برخورد دو چیز(که هگل آنها را تز و آنتی تز مینامد) شق سومی بوجود می آید که "سنتز" نام دارد. ر.محسن
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 1:56 بعد از ظهر توسط محسن
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام رفقا
در نوشته قبلی به زبان و تاثیر آن در علوم انسانی اشاره شد.و تاثیر افرادی چون ویتکنشتاین و دوسوسور را در آرا نظریه پردازان جدید بررسی کردیم.اکنون می خواهم بحث مرتبطی را دنبال کنم که بیشتر رنگ و بوی جامعه شناختی دارد.در این نوشته به جایگاه نمادهای دیگر(علاوه بر زبان) و معنی در علوم اجتماعی اشاره می شود.و از این مجرا اشاره ای هم به آراء پدیدار شناسی بنام آلفرد شوتز شده است.این نوشته حاوی خلاصه ای از آرا سه نظریه پرداز معاصر بنام های میدُبلومر و شوتز می باشد. ر.محسن ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 2:58 بعد از ظهر توسط محسن
|
|
||
|
|
|
|
|
چرخش زبانی(1) در دو دهه گذشته در تاریخ و علوم اجتماعی پیشرفتهایی در زمینه آنچه که ما چرخش زبانی یا چرخش فرهنگی می نامیم ایجاد شده است.تاریخ دانان،جامعه شناسان وشاید کمتر پژوهشگران حوزه سیاست مشخصا توجه خود را به سوالهایی در باب زبان،هویت،سمبلها و ساختارهای اجتماعی معطوف نمودند.و تبیین های مادی و کمی دهه های 60 و70 میلادی را پشت سر گذاشتند.اگر چه این چرخش مورد بحث را می توان تا اواسط دهه 60 دنبال کرد و به آثار میشل فوکو مربوط ساخت، اما محافل علمی این گرایش به فرهنگ و زبان را چیزی نو ظهور و یک بدعت می دانند ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 8:30 بعد از ظهر توسط محسن
|
|
||