تبليغاتX
با چشم ها ..... - روزي براي عشّاق
در حاشیه واژه ، صدا و متن


ولنتاين يا روز عشّاق از روزهاي جهاني اي است كه در ايران و در بين نسل جوان متوسط جامعه امروز طرفداران پر و پا قرصي پيدا كرده است و البته به همان نسبت هم مانند هر پديده ي وارداتي ي ديگر مخالفين مستحكمي.



 


مخالفين اين پديده عموماً از دو ديدگاه عمده به نقد اين روز و اين نامگذاري مي پردازند:

 

برخي از زاويه ي ملي گرايي و بازگشت به سنت هاي اصيل ايراني اين موضوع را به چالش مي كشند، چرا كه آنان معتقدند منشأ بسياري از اين مناسبت ها فرهنگ كهن ايراني است كه توسط كشورهاي غربي گرته برداري شده، در آنجا بومي سازي شده و سپس با استفاده از ابزارهاي تبليغاتي، در جهت اشاعه ي فرهنگ غربي و به اسم سنت غربي در سراسر دنيا تبليغ مي شود.

 

اين ديدگاه كه در بين بخش هايي از رسانه هاي حكومتي چون راديو جوان و بسياري از شخصيت هاي وابسته نيز طرفداراني يافته است مثال مي آورد كه دو سه روزي بعد از ولنتاين روز عشاق ايراني (اسپندارمذ) است – 29 بهمن يا 5 اسفند - كه غربيان پيش دستي كرده و جشن را زودتر برگزار مي كنند!

مدافعان اين نظريه كه در ساليان اخير رشد قابل توجهي نيز داشته اند به دنبال جايگزيني ي روز عشّاق ايراني به جاي ولنتاين غربي مي باشند و عمدتاً در بيست و نهم بهمن به تقدير از دلبرشان مي پردازند.

دسته ي ديگري از جوانان با بي توجهي اين روز را مي گذرانند، چرا كه معتقدند توجه به اين روز باعث خروج از صراط مستقيم و بنابراين سقوط در طبقه ي هفتم جهنم مي شود! پس بايد به آن بي توجه بود و ديگران را هم از اين منكر برحذر داشت. البته در بين اين دسته و در بخش واقع بين ترشان نيز دسته اي به وجود آمده اند كه با اصل داشتن چنين روزي مخالفت نمي كنند – شايد بر خلاف ميل باطني شان – اما معتقد به اسلاميزه كردن ولنتاين و ديگر مناسبت هاي غير مذهبي هستند و به همين منظور مناسبت هايي چون روز ازدواج امام اول (علي) با دختر پيامبر مسلمانان (فاطمه) را به عنوان ولنتاين اسلامي اعلام مي كنند!*

بايد دقت كرد كه اين يك دسته بندي ي كلي و بيشتر ژورناليستي است تا يك مطالعه ي علمي از آن نوع كه در علوم اجتماعي انجام مي شود. بنابراين واكنش هاي ديگري نيز مي توان يافت در اين خصوص كه در هيچ يك از اين دو دسته ي عمده قرار نگيرند.

اما نكته ي جالب توجه اين است كه اكثر مخالفين و منتقدين اين روز در كنار موافقان سر سخت اش از فلسفه ي نامگذاري ي روزي به اين نام و چرايي به وجود آمدن چنين روزي بي اطلاع بوده و اغلب واژه ي ولنتاين را به لحاظ معنايي معادل روز عشاق مي دانند!

 

بنابراين ترجيح دادم در اين نوبت به تاريخچه ي نام گذاري ي اين روز بپردازم. هرچند كه اين واقعه نيز چون بسياري از وقايع تاريخي ي ديگر در هاله اي از ابهام و افسانه پردازي قرار گرفته است، اما مشهورترين روايت را در اينجا ذكر ميكنم. اميد كه به كار آيد.



و اما چرا ولنتاين:


در سده ي  سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته‌است از جمله اینکه مردان مجرد نسبت به آنانی كه همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت.

اما کشیشی به نام والنتاین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند.

والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. با توجه به آنچه كه در افسانه آمده كشيش ولنتاين برای او نامه ه‍ايی نوشته و آنها را با نوشتن «از طرف ولنتاين تو» (From Your Valentine) امضاء کرده است، اصطلاحي كه تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی كارتهای ولنتاين مشاهده می‌‌شود.

سرانجام کشیش (در 14 فوريه) به جرم جاری کردن عقد عشّاق بر خلاف قانون کلودیوس دوم اعدام می‌شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان ولنتاین تبدیل به نمادی برای عشق شده است.

 

البته چنان كه ذكر شد تاريخچه كامل و دقيق ولنتاين در دست نيست و آنچه از پيشينه اين روز می‌‌دانيم با افسانه درآميخته است. امروزه كليسای كاتوليك به اين نتيجه رسيده است كه حداقل سه قديس به نام والنتاین وجود داشته‌اند كه همگی به شهادت رسيده اند، به همين دليل چندين افسانه سعی در بازگوئی تاريخچه اين آئين دارند.


شهرهای "سَنْتْ ولنتاين" 

بر اساس باورهای کنونی، بقایای والنتاین قدیس که در قرن ۱۹ میلادی در قبرستانی باستانی در ایتالیا کشف شد هم‌اکنون در سه شهر رم، دوبلین و گلاسگو نگهداری می‌شود. بخشی از این بقایا پس از انتقال به یک تابوت طلایی توسط پاپ گرِگوری شانزدهم به کلیسای کاتولیک وایت فرایر در دوبلین پایتخت جمهوری ایرلند اهدا شد. بخش دیگری از این بقایا که گفته می‌شود شامل استخوانهای والنتاین قدیس هم هست توسط یک خانواده متمول فرانسوی در قرن ۱۹ به کلیسای فرانسیس مقدس در شهر گلاسگو در اسکاتلند منتقل شد.

خارج از حلقه‌های مذهبی، از مردم عادی کمتر کسی از وجوداین بقایا در شهر اطلاع داشت تا اینکه در سال ۱۹۹۹ تصمیم به انتقال این بقایا به کلیسای دیگری به نام The Blessed John Duns Scotus گرفته شد. این اقدام توجه گسترده‌ی رسانه‌ها و به طبع آن عموم مردم را به دنبال داشت به‌طوری که شهر گلاسگو به خاطر میزبانی والنتاین قدیس شهر عشاق لقب گرفت و از سال ۲۰۰۲ این شهر در روز والنتاین میزبان فستیوالی به نام فستیوال عشق می‌باشد.



پا نوشت:

* البته پيشنهاد خوبي است چراكه در اينصورت تمام روزهاي سال مي شود ولنتاين!!


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط امیر  |