تبليغاتX
با چشم ها ..... - لویی آلتوسر
در حاشیه واژه ، صدا و متن

زندگی او:

او در الجزایر بدنیا آمد و به روایت خودش دوران کودکی غم انگیزی داشت بعدها با والدین خود به فرانسه مهاجرت کرد.بخش اعظمی از دوران جنگ جهانی دوم را در اردوگاه اسرای جنگی آلمان نازی گذراند.در آنجا بود که با یکی از همبندهای کمونیست خود بنام کورژ ملاقات کرد و به کمونیسم گرایش پیدا کرد.بعلت مقاومت شدید کمونیستها در فرانسه علیه نازیسم بعد از جنگ جهانی دوم آنها نیز در ردیف بقیه گروه ها در مجلس نماینده داشتند.آلتوسر به حزب کمونیست پیوست ولی از همان ابتدا به روشنفکری مخالف و نا آرام و گاهی التقاطی شهره گشت.او در واقع خواهان با زگشت به اصل کمونیسم بود نه روایت های استالینی،انسان گرایانه(سارتر،مرلوپونتی و ...)، و فلسفی (هگلی های جوان و ..) آن دوره .به حق که او یک کمونیست به معنای اصیل کلمه اش بود.

دوران آلتوسر:

همانطور که اشاره شد دوران کار و تلاش علمی آلتوسر به بعد آز جنگ جهانی دوم و در خلال دیکتاتوری استالین، اصلاحات خورشچف ، انقلاب چین و گرایشات مائویستی، گرایشات انسان گرایانه و فلسفی در کمونیسم مر بوط می باشد.در همین دوره بود که نحله ای بنام "ساخت گرایی" با کارهای زبان شناس معروفی بنام "دو سوسور" و انسان شناسی بنام "لویی اشتراوس" پا گرفت.آلتوسر همواره سعی می کرد خود را از ساخت گرایی دور کند ولی در واقع ساخت گرایی جزء لاینفک آثار اوست ولی ساخت گرایی او تحت تاثیر سوسور و اشتراوس نبود بلکه بیشتر به ساخت گرایی روانکاوی فرویدی ژان لاکان گرایش داشت.

موضوعات اصلی و مورد نظر وی:

1.گسست معرفت شناختی 2.مفهوم پروبلماتیک. آلتوسر گسست معرفت شناختی را از ژاک مارتن به عاریت گرفت.هدف او از بکار گیری این اصطلاح تفکیک دو مفهوم از یکدیگر بود که به عقیده وی باعث التقاط در مارکسیسم شده بود.او با گسست معرفت شناختی می خواست ایدئولوژی را از علم جدا سازد.او سعی کرد نشان دهد برداشت های برخی از آثار اولیه مارکس(مانند دست نوشته های اقتصادی و فلسفی 1844 یا تزهایی در باره فویر باخ و...) جزء پروبلماتیکهای اولیه مارکس بوده و این چروبلماتیکها به اشتباه حقیقت مارکسیسم تلقی و به ایدئولوژی بدل شده اند.

پروبلماتیک را برخی به "پرسمان" ترجمه کرده اند.این مفهوم در واقع متعاق به گاستون باشلار است.پروبلماتیک یعنی چارچوب نظری که محقق در آن کار علمی می کند و از ایدئولوژی جداست.مثلا پروبلماتیک داروین تکمال انسان از نسل میمون بود ولی این پروبلماتیک وقتی به ایدئولوژی بدل شد در خدمت نازیسم قرار گرفت(به عقیده آنها نژاد آریایی متکامل ترین گونه انسان است).چنین چرخشی در آثار مارکسیست ها هم دیده می شد.آلتوسر با مفهوم گسست معرفت شناختی می خواست به این انحراف اشاره کند.از نظر او پروبلماتیک اولیه مارکس نه هگلی بلکه تحت تاثیر کانت و فیخته قرار داشت(دست نوشته های 1884)،پروبلماتیک بعدی او تحت تاثیر انسان گرایی فویر باخ (در تزهایی برای فویر باخ) قرار داشت که این هر دو با پروبلماتیک اصلی او (در کتاب سرمایه) متفاوت است.آلتوسر در کتاب "برای مارکس" و"راهنمای خواندن سرمایه" به این موضوعات اشاره می کند.در واقع آثار آلتوسر نه نوعی پوزیتیویسم و علم گرایی بلکه بازگشت به فلسفه"ماتریالیسم دیالکتیک و تاریخی" به عنوان پروبلماتیک اصلی مارکس بود.

دیدگاه ساختی آلتوسر:

طبق آراء آلتوسر مارکس را می توان یک ساخت گرا دانست.اشارات او به مفهوم زیر بنا و روبنا در واقع ساختی را معرفی می کند که تقریبا در طول تاریخ ثابت است فقط شکلهای مختلفی چون فئودالیسم،بورژوازی و ...به خود می گیرد. آلتوسر با ارائه دو مفهوم "عامل مسلط" و "عامل تعیین کننده" در حقیقت تعدیلی در این نظر ایجاد کرد و نقدهای شدیدی که به ماتریالیسم دیالکتیکی و زیر بنا بودن اقتصاد می شد را پاسخ گفت(جالب است که این نقدها از سوی خود مارکسیستهایی همچون لوکاچ و اصحاب مکتب فرانکفورت صورد می گرفت واین پویایی درونی این مکتب را نشان می داد).از نظر آلتوسر در طول تاریخ عامل تعیین کننده همواره"اقتصاد" بوده است. ولی عامل "مسلط" در طول تاریخ متغیر بوده برای مثال در دوره ای ایدئو لوژی و در دوره ای دولت یا حتی خود اقتصاد به عنوان عامل مسلط عمل می کرده است.فقط در عصر بورژوازی عامل مسلط و تعیین کننده هر دو اقتصاد بود.و کتاب سرمایه مارکس به همین دوره اشاره می کرد.در واقع اقتصاد شرط لازم وقوع هر تحولی بود ولی نه شرط کافی و فقط در هنگام پیوستن با عامل دیگری مثل ایدئو لوژی تبدیل به شرط کافی وقوع تغیر می شد.به قول آلتوسر(تحت تاثیر فرویدیسم)اقتصاد در عوامل مسلط فرا فکنده میشود.مثل بحران های جنسی که در کابوس فرا فکنده می شود.در واقع اقتصاد تعیین می کند که عامل مسلط در یک دوره چه باشد.بنابرین در عصر فئودالیسم عامل تعیین کننده اقتصاد است ولی انچه تسلط فئودالها را موجب می شود نه اقتصاد بلکه ایدئولوژی است.این بود ساخت دو گانه مارکسیسم از دیدگاه آلتوسر. با تشکر.امیدوارم مقاله مفیدی برایتان بوده باشد. رفیق محسن

منابع:

1.لنین و فلسفه و سه مقاله دیگر در فلسفه مارکسیستی.آلتوسر.جواد طباطبایی. نشر بهروز.1358

2.تاریخ اندیشه های سیاسی قرن 20.دکتر بشیریه.جلد اول.نشر نی.

3.متفکران بزرگ جامعه شناسی.راب استونز.مهرداد میر دامادی.نشر مرکز.

4.نظریه های جامعه شناسی .غلامعباس توسلی.نشر سمت.

 

5.Althusser& balibar “reading capital”.london.1975

6.Althusser. for marx.london.new left.books.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 8:4 بعد از ظهر  توسط محسن  |