|
|
|
|
|
چرخش زبانی(1) در دو دهه گذشته در تاریخ و علوم اجتماعی پیشرفتهایی در زمینه آنچه که ما چرخش زبانی یا چرخش فرهنگی می نامیم ایجاد شده است.تاریخ دانان،جامعه شناسان وشاید کمتر پژوهشگران حوزه سیاست مشخصا توجه خود را به سوالهایی در باب زبان،هویت،سمبلها و ساختارهای اجتماعی معطوف نمودند.و تبیین های مادی و کمی دهه های 60 و70 میلادی را پشت سر گذاشتند.اگر چه این چرخش مورد بحث را می توان تا اواسط دهه 60 دنبال کرد و به آثار میشل فوکو مربوط ساخت، اما محافل علمی این گرایش به فرهنگ و زبان را چیزی نو ظهور و یک بدعت می دانند.در واقع بسیاری چرخش زبانی را بعنوان یک روش هجومی و معارض برای گشودن زمینه های جدیدی در مقابل مقاومت سر سختانه "محافظه کاری" دانسته اند.در واقع وضعیت حاضر (جدال بین صفات سنتی و نو در نهادهای قرن بیستم) رقابتی ست بین مکاتب و روشهای تثبیت شده.چرخش زبانی نسبت به دیگر بحثهای علمی حال حاضر حوزه عملی(2) محدودتری دارد که به سوالات و پاسخهای محدودی می پردازد.ومسیری را از میان سایر مسیرها بعنوان یک آلتر ناتیو انتخاب می کند(3)."یان کرایب(4) در این باره میگوید:روش شناسی مردم نگر برخورد مارا با آنچه در فلسفه مدرن به چرخش زبانی معروف شده است شکل بخشید(یعنی) ،توجه فزاینده به ماهیت زبان به عنوان فراهم آورنده وسیله درک جهان.فلسفه تحلیلی بریتانیایی و فلسفه اروپایی ، به شیوه های مختلف زبان را در کانون توجه خود قرار دادند،و دامنه این توجه به جامعه شناسی کشیده شد.این کار عمدتا از طریق روش شناسی مردم نگر و نظریه ساختاربندی گیدنز و نیز در قالب پسا ساختار گرایی صورت گرفت. اما سوال دیگری نیز مطرح است.این که بانیان اصلی این تحول و به اصطلاح چرخش چه کسانی بودند؟و ماهیت این تحول چه بود؟ در زیر توضیح کوتاهی ارائه شده است.که هر چند کوتاه است ولی گمان میکنم خطوط کلی را نمایان میکند. چرخش زبانی مربوط می شود به یک توسعه عظیم در فلسفه غرب طی قرن بیستم،که ویژگی مشخصه این عصر می باشد.و نتیجه آن توجه دوباره به ارتباط بین فلسفه و زبان بود."لودوویک ویتکنشتاین" می تواند بعنوان یکی از نیاکان قابل توجه چرخش زبانی محسوب گردد.او در کارهای اولیه اش به این موضوع اشاره می کند که منشاء مسائل و مشکلات فلسفی ناشی از سوء فهم و عدم درک منطق زبانی است و در کارهای بعدیش به موضوع "بازیهای زبانی"(5) می پردازد.همچنین بسیاری از جنبشهای روشنفکری در ارتباط با همین موضوع چرخش زبانی بوده است.این اصطلاح با مقاله "ریچارد رورتی" در زمینه روش فلسفی در ادبیات فلسفی باب شد.فلاسفه زبان زیادی روی این موضوع کار کردند که جورج هامان و ویلهلم ون هومبلت جزء این دسته اند. آنها معتقد بودند که فلسفه تحلیلی ربطی به این سنت ندارد. در سال 1970 مجددا اهمیت زبان بعنوان یک ساختار مورد توجه قرار گرفت.بطور قطع چرخش زبانی در معارف انسانی در نتیجه سنت دیگری در فلسفه یعنی ساختارگرایی و پسا ساختار گرایی صورت گرفت. تئوریسینهای تاثیر گذار این حوزه عبارتند از:جودی بولتر،ایرگیری،جولیا کریستفا و ژاک دریدا. زبان در این معنی بسیار با سنت فلسفی غرب متفاوت بود.سنت فلسفی لغات را همچون بر چسبهای کارکردی می دید.برای مثال عبارت "صندلی واقعی"(6) را تصور کنید،از این دیدگاه معنی صندلی به خود کلمه صندلی بر می گشت.با ظهور ساختار گرایی فردیناند دوسوسور ثابت کرد که تفاوت بین معانی نمی تواند مستقلا از تفاوت بین اصوات وجود داشته باشد.تفاوت بین معانی ادراک ما را می سازد.ما قادر نخواهیم بود یک صندلی ساده را بعنوان یک صندلی تشخیص دهیم مگر آنکه معنی صندلی را در مقابل (مثلا) "صندلی دسته دار"(7) درک کنیم. (منظور همان تقابلهای دوتایی است که دوسو سور در مثال معروف خود یعنی مثلث آشپزی میزند.نظریه های جامعه شناسی/توسلی/انتشارات سمت).این بدان معناست که همه ما می توانیم واقعیت را بعنوان شرایطی که توسط زبان ایجاد شده بشناسیم. 1.linguistic turn 2.praxis 3.chalenges after the linguistic turn/Thomas jorgenson & Bo strath/web site 4.نظریه اجتماعی مدرن/یان کرایب/عباس مخبر/نشر آگه/ص 128 5.language games 6.real chair 7.arm chair توضیحات برای مطالعه در مورد ساختار گرایی و پسا ساختار گرایی کتابهای متنوعی وجود دارند. کتابی که من می توانم معرفی کنم(علاوه بر دو کتاب فارسی که در فوق آمده) کتاب گذر ار مدرنیته شاهرخ حقیقی است. قصد من از نوشتن این سطور پاسخ به سوالی بود که استاد گرامی ام (درس نظریه های قرن 20 جامعه شناسی) قبل از عید( در مورد اینکه چرخش زبانی چیست؟) مطرح کرده بودند.این سوال تا مدتها چون خوره ذهنم را می آزرد.اما حقیقت این بود که یافتن چنین اصطلاحی در میان انبوه مفاهیم مانند یافتن سوزن در کاه دان بود.خلاص مطالبی گرد اوری کردم که عمدتا ترجمه متونی پراکنده هستند.به گمانم تا حدودی این مفهوم برای خودم روشن شد.و چون لااقل برای خودم تازگی داشت تصور کردم که ممکن است بدرد برخی خوانندگان وبلاگمان هم بخورد. امید وارم که اینگونه باشد.واستاد ارجمندم هم راضی شده باشند. رفیق محسن |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 8:30 بعد از ظهر توسط محسن
|
|
||