|
|
|
|
|
بر خیزید دوزخیان زمین
برخیزید زنجیریان گرسنگی /....../ (برخیزید) بساط گذشته را بروبیم ...
اینها قطعاتی بود از سرود انتر ناسیونال سروده "روژن پواتیه".این قطعات در حالی سروده می شد که آرمان شهر شاعر در جلوی چشمانش در حال ویرانی بود.و مردمی که مدتی پیش سرود پیروزی و برابری می خواندند اکنون شیون و ناله سر می دادند.آری این سروده به بمباران پاریس(کمون پاریس) بر می گردد. ماجرا از این قرار بود که مردم پاریس علیه ظلم حاکم وقت به پا خواستند و نظامی را تشکیل دادند که مبتنی بر برابری و آزادی بود.این نظام نوین کمون پاریس نام گرفت.در این کمونها (که به شوراهای متکثری در سرار جامعه ودر تمام اقشار می مانست.) تصویب شد حکم اعدام(که انروزها با گیوتین صورت میگرفت) لغو شود. و حقوق یک سیاستمدار یعنی یکی از اعضای کمون نباید بیش از حقوق یک کارگر باشد.به عبارتی کار سیاسی نباید شغل ویژه ای و منبعی برای درامد محسوب گردد. مدتی طول نکشید که حاکم فرانسه به کمک آلمان(با تشکیل جلسه ای در ورسا) به کمون هجوم بردند ودر یک حمله هوایی شهر آرزوهای مردم نادار را بر باد دادند.پواتیه در چنین حالی این سرود را ساخت. بی شک با چشمانی اشک بار و گلویی پر ز بغض هر بیت بر لبانش جاری می شد.او با چشمانش مرگ عزیزانی را میدید که مدتی پیش سرود آزادی و برابری می خواندند.مگر بر سر این دنیا چه آمده که تحمل خوشبختی مردمانش را ندارد!؟ بعدها شخصی به نام "پیر موگتیه" با آکاردئونش آهنگی روی این سرود گذاشت که تا کنون در همه جای دنیا این ترانه را با این آهنگ می خوانند که یاد آور دردها و مصیبتها و تلاش مردمیست که از نابرابری به ستوه آمده بودند. ماجرای اول ماه می: کار گران آمریکایی روزگار سختی داشتند.ساعات کار زیاد-سختی کار-مزد کم و بخور و نمیر- فقدان بیمه یا هر گونه کمکی گویا سرمایه داران برای ایشان هویتی انسانی قائل نبود.و در واقع همینطور هم بود.مارکس بارها گفته است که کارفرما کارگر را به سان شی میبیند و بس.آری وضعیت کارگران آمریکایی(خصوصا شیکاگو) مانند همه کارگران جهان رقت آور و فجیع بود.اما همان طور که مارکس پیش بینی میکرد سرانجام کارگران به آگاهی میرسند و طبقه "برای خود را "می سازند.این گونه شد و کارگران امریکایی بپا خواستند ولی در همان ساعات اولیه تظاهرات به خاک و خون کشیده شد. سر انجام در انترناسیونال اول(یک گردهمایی از سوی کمونیستها) شخصی به نام بوش پیشنهاد داد که این روز را روز جهانی کارگر بنامند. این پیشنهاد با تلاشها و پیگیریهای مارکس به حقیقت پیوست. در ایران: در ایران برای اولین بار در سال ۱۲۹۹ مراسمی در این روز بر قرار شد.دومین گردهمایی در سال ۱۳۰۵ در دروازه دولت کنونی شکل گرفت.در سال ۱۳۰۸ هم کارگران شرکت نفت آبادان مراسم مشابهی را تدارک دیدند .در اولین سالهای حکومت محمد رضا پهلوی روز جهانی کارگر به رسمیت شمرده شد.ولی پس از ماجرای کوتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ این روز ملغی گردید.و روز کارگر را ۲۴ اسفند یعنی روز تولد رضا شاه اعلام نمودند!.در تاریخ معاصر ایران حوادث زیادی در این باب اتفاق افتاده است ولی بطور خلاصه میرسیم به تظاهرات با شکوه کارگران و اتحادیه ها و عموم مردم به مناسبت روز جهانی کارگر به سال ۱۳۵۸. اما پس از انقلاب با یک جمله بنی صدر ("شورا مورا مالیده") در سال ۱۳۶۰ شوراهای کارگری غیر قانونی اعلام گردید! امید وارم این متن گوشه ای از حقایق تاریخی را به اجمال بیان کرده باشد. ر. محسن |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 1:8 بعد از ظهر توسط محسن
|
|
||