تبليغاتX
با چشم ها ..... - پیش به سوی ساختار
در حاشیه واژه ، صدا و متن

سوسور_حرکت به سوی دال

فردینان دوسوسوراز چهره های برجسته چرخش زبانیست.دیدگاه نوین وی در زبان شناسی باعث تحول عظیمی در علوم انسانی شد.در واقع با ارائه این دیدگاه مرگ نظریه "اتمیستی" زبان فرا رسید.دیدگاه جدید چنان شالوده شکنانه بود که تمامی تصورات پیشین زبان شناسان،نشانه شناسان و اسطوره شناسان را دگرگون کرد و متعاقبا روی ادبیات،مردم شناسی،جامعه شناسی،روانشناسی،فلسفه سایر علوم بشدت تاثیر گذاشت.شاهد این مدعا ظهور نقد ادبی به سبک بارت،مردم شناسی به سبک اشتراوس،جامعه شناسی به سبک آلتوسر،روانشناسی به سبک لاکان و فلسفه به سبک فوکو و دریدا است.لیست این دست از اندیشمندان بسیار بلند بالاتر از این اسامیست. ریشه تمام این تحولات به نحوی به زبان شناسی ساختارگرای سوسور باز می گردد. پس در اینجا لازم است به واکاوی این دیدگاه بپردازیم.اما پیش از آن خوب است نظریه پیشین زبان شناسی را بررسی کنیم تا ببینیم نظریه جدید چه تحولی در آن ایجاد کرده است.

نظریه اتمیستی زبان:

همانطور که از نام این نظریه بر می آید دراین دیدگاه زبان شامل اجزای جدا از هم است.به عبارتی وظیفه زبانشناسی شناخت این اجزای سازنده زبان است.در این دیدگاه هر واژه ،مفهومیستی با معنی که حکایت از شی یا ایده ای در بیرون دارد.رابطه واژه با آن چیز بیرونی (شی،ایده و...) رابطه ای با معناست.به همین دلیل زبانشناس می بایست این روابط را کشف کند.برای مثال واژه "درخت" را در نظر بگیرید این واژه به چیزی در بیرون دلالت داردکه برای همه ما فارسی زبانان یکسان است.پس رابطه ای معنادار بین این واژه (درخت) و آن چیز بیرونی (شیی بلند،دارای زوائد،که رشد می کند و ریشه در خاک دارد) وجود دارد.با این مفروضه،زبانشناس می بایست واژه درخت را به عنوان "اتمی" با معنی در زبان بررسی کند.

نظریه سوسور:

فردینان دوسوسور پیش از همه این تلقی سنتی از زبان را که واژه با چیز بیرونی دارای رابطه با معناست زیر سوال برد.او برای این کار از دو اصطلاح بهره برد:الف)دال      ب)مدلول .

دال، در واقع واژه ای (نشانه ای) است که بر چیزی دلالت می کند،مثل میز،روح،درخت و...

مدلول،آن چیزیست که در بیرون وجود دارد و ما واژه(دال) را به آن نسبت می دهیم. برای مثال واژه "سگ" دالی ست که به یک مدلول ،یعنی حیوانی چهارپا که اهلیست، پارس میکند،دندانهایی تیز دارد و...اشاره دارد.

سوسور اظهار می دارد که رابطه دال و مدلول رابطه ای معنا دار نیست.یعنی رابطه ایست قراردادی.به عبارتی ما می توانیم بجای یک دال مثلا "سگ" برای اشاره به یک موجود ،از واژه ای دیگر (دالی دیگر) مثلا "خوک" استفاده کنیم.پس این امری قرار دادیست.حال با این اوصاف وظیفه زبانشناس چیست؟به اعتقاد سوسور زبانشناس بجای اینکه به رابطه دال و مدلول بپردازد،می بایست "به ارتباط بین دال ها" بپردازد. از نظر ایشان هر دال (مثلا"شب") با دالی دیگر تعریف می شود.برای توضیح بیشتر این مطلب سوسور از دو اصطلاح دیگر استفاده می کند:الف)گفتار(پارول)             ب)زبان(لانگ)

پارول همان شکلهای مختلف زبانیست.بخشی از زبان است که بسیار متغیر و متنوع است.برای مثال هر قوم و هر کشوری دارای نوع خاصی از "گفتار" است و هر شخص نیز از پارول (گفتار) خاص خاصی استفاده می کند.این بخش از حیطه زبان شناسی خارج است.اما زبان دارای یک هسته ثابت و ساختمند است،که سوسور به آن "لانگ" می گوید.لانگ مجموعه ای از نشانه هاست که در ارتباط با یکدیگر شناخته می شوند.

"روابط همنشینی" و "روابط جانشینی":

گفتیم که از نظر سوسور هر دال در ارتبط با سایر دال ها معنی می یابد،نه در ارتباط با مدلول اما این رابطه یعنی رابطه یک دال با دال دیگر را چگونه می توان تحلیل کرد؟سوسور می گوید،ما این رابطه را می توانیم در دو سطح تحلیل کنیم:الف) در   سطح همنشینی  ب)در سطح جانشینی.

برای توضیح این مفاهیم مثالی می زنم.واژه "شام" را به عنوان یک دال در نظر بگیرد.با برداشتن حرف "ش" و گذاشتن حرف "ک" واژه شام به "کام" تبدیل می شود.یعنی دالی جدید با مدلولی جدید.باز اگر حرف "ک" را با "ر" جابجا کنیم،دالی   دیگر بنام "رام" پدید می آید.و اگر "س" را جای "ر" قرار دهیم احتمالا دالی ساخته می شود که اشاره به مدلولی دارد که ممکن است نام یکی از دوستان ما باشد.این سطح از روابط را که به اعتقاد سوسور در سطح افقی رخ می دهد،روابط جانشینی می گویند.

اما روابط همنشینی چیست؟جمله ی،"عدالت یعنی برابری" را در نظر بگیرید.در این جمله می توانیم واژه برابری را برداشته و بجای آن "سوسیالیسم" بگذاریم.آنگاه داریم "عدالت یعنی سوسیالیسم".

نکته ای که هم در سطح جانشینی و هم در سطح همنشینی باید به آن توجه نمود این است که همنشینی و جانشینی دارای محدودیت است.یعنی در زبان موجود مثلا بجای  حرف "ش" در "شام" نمی توانیم "ژ" یا "ح" قرار داد ولی "ف"،"خ"، و یا "ل"      را می توان جانشین کرد،و یا آیا در جمله "عدالت یعنی سوسیالیسم" ، می توان بجای سوسیالیسم ،از دالی مثل فاشیسم یا لیبرالیسم استفاده کرد؟

این مباحث همانطور که در مقدمه گفته شد اساس بسیاری از نظریه های جدید را تشکیل می دهد.به قول تد بنتون نظریه های پسا ساختارگرایی (فوکو،دریدا،لاکان و..) را می توان "حرکت بسوی دال" است.

 

منابعی برای مطالعه

نظریه های جامعه شناسی/غ.توسلی/سمت

زبان شناسی و نقد ادبی/فالر-یاکوبسن-لاج/م.خوزران و ح.پاینده/نی

مبانی روانکاوی فروید-لاکان/ک.موللی/نی

فوکو-بارت-آلتوسر/مایکل پین/پ.یزدانجو/طرح نو

 بخارا/شماره۴۲/ویژه نامه زبان/مهر و آبان ۸۶

+ نوشته شده در  جمعه 17 خرداد1387ساعت 3:37 قبل از ظهر  توسط محسن  |